تبليغاتX
گوسفند کوچولوی من ...

گوسفند کوچولوی من ...

رفتو خاطرش مونده تو اون روزا

 

امشب فقط باتو ام، مثل دیشب، تنهای تنها

در کوچه ای تاریک

امشب کلامی را به زندگی پس دادم

بی آنکه حتی  در قفس اسیر کرده باشمش.

نگاهم به نقطه ایست در بینهایت عبور!

فاصله ها کم شده اند                         چشمانم تر شده اند

گونه هایم از عشق و دلم از نوازش قصدکی خالی شده است

باز دل به قصه ای تازه دارم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:38  توسط   | 

صدایی نشنیدم

 

گفتم سلام

اما صدایی نشنیدم

باصدایی بلندتر باز هم سکوت

با تمام احساسم سلام کردم

در کلامم نفوذی ندیدم

چاره نبود...

رفتم

با کوله باری از خاطرات

اما نفهمیدم با بی اعتنایی برنگشت یا حجمی از فریاد سکوت

و باز هم یک ؟سوال  جدید در ذهنم نقش بست

که براستی چرا!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 23:41  توسط   | 

تموم دنیات شده همین بلاگ و بس

 

وقتی زود از پا میوفتی

وقتی خیلی زود ولی خیلی شکننده امیدوار میشی

نمی دونم دیگه چی بگم

کاش میشد که صدامو میشنیدی

اما چاره ای نیست باید نوشت

باید تمام احساس رو نوشت

ببین کار به کجا رسیده که از احساسم گفتن شده یه کار انرژی گیر و گاهی هم وقت گیر

وقتی هم که بر می گردی و دوباره نگاه می کنی

می بینی انگار که هیچی نگفتی

هیچ...

اونوقته که میبینی

تموم دنیات شده همین بلاگ و بس

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 1:41  توسط   | 

حس تازه

 

انقدر دوست دارم وقتی می نویسم

قلمم و نوشته هام بوی عشق بدن.

دنبال یه حس تازه نیستم

نه اما

دنبال کسی هستم که وجودش رو تو قلبم حس کنم

شایدم خودش یه حس تازه باشه!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 1:36  توسط   | 

مثل یک نگاه

 

مثل یک ترانه

بی بهانه

مثل یک نگاه

عاشقانه

مثل آسمان

آبی

شادم

ترانه ای می خواهم برای آواز

تا همیشه

و فقط به طلوع می اندیشم

و خورشید و ماه را صمیمانه دوست می دازم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 20:0  توسط   | 

کوچ عاشقانه

 

معمولاْ تا وقتی کسی رو از دست ندیم نمی دونیم کی بوده و چی بوده و

 خلاصه برا چی بوده و برا کی بوده!

بعضی وقتاهم انقدر دیر می فهمیم که دیگه دیر شده!

تازه از اون لحظه  درد و عذاب  رو با تموم وجود حس می کنیم;

می دونم هر دوتاش سخته اما

بعضی وقتا به این فکر می کنم رفتن سخت تره یا ایستادن و رفتن رو نگریستن!؟

((کوچ عاشقانه ی تو لحظه شکستن من

                                                     خلوت شبانه من تا همیشه از تو روشن

از غم نبودن تو گریه کردم تو ندیدی

                                                      هق هق تلخ صدامو تونشنیدی))

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 1:6  توسط   | 

نامه اول

 

می ترسم از روزی که بیای و ببینی دیگه از من فقط یه نامه مونده با چند تا جمله و

هزار حرف نگفته

ببینی از منی که برای تو بودم فقط یه نامه هست که باید تا آخر عمر بخونیش

ببینی از اون شرینی فقط یه مزه گس مونده تو کامت

اما اون روز بدون هر لحظه ی عمر من همش تلخ تلخ تلخه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 0:35  توسط   | 

نسیم

صبح را با آرامشی عجیب و با لطافت شبنم آغاز می کنم و به صداقت نسیم سوگند که آرامش در

چشمان خیس منتظر از همیشه دیدنی تر است.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 8:8  توسط   | 

ای آسمان من

 

امروز دلم بد جور هوای یار سفر کرده ای کرده

امروز وجودم سرا پا ابریست

بگذار ساده بگویم می خواهم اشک بریزم و گریه کنم

با کی بگم با کی می تونم بگم از تو

 ای صمیمی ای قدیمی

ای تموم دنیای من

ای آسمان من

ای غم تو همسایه قلبم

من امروز فقط شوق پرواز در آسمان قلب تو را دارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 9:26  توسط   | 

همه غلطن ما چرا نباشیم

 

همه زباله هاشونو می ریزن تو خیابون ما چرا نریزیم!

همه غلطن ما چرا نباشیم

یا میگیم خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو

منم داشت باورم میشد که

جایی که همه چی غلطه درست بودن هم غلطه

تا مرز باورش هم رسیدم

اما دیدم تموم این جملات و جمله های شبیهش دور شدن از انسانیته

کمالی درش نیست و وقتی هم که کمال نباشه یعنی زوال.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 20:58  توسط   |